ولا تکونوا کالذین نسواالله فانساهم انفسهم اولئک هم الفاسقون”

و مانند کسانی نباشید که خدا را فراموش نموده اند پس خدا آنان را به “خودفراموشی” مبتلا کرد، آنها گناهکارانند.(حشر ۱۹)

جناب آقای ندیمی

نماینده محترم لاهیجان، سیاهکل، دیلمان، رودبنه و پیرکوه

سلام علیکم

نامه و یادداشت حیرت انگیز حضرتعالی در دعوت از چهارتن از بزرگواران نامزد انتخابات مجلس شورای اسلامی برای مناظره، موجبات تعجب و افسوس را فراهم آورد. تعجب از آنکه اقدامات غیرمعمول حضرتعالی در برهه انتخابات یکی پس از دیگری ادامه دارد و افسوس از آنکه سالها حضور شما در جایگاه نمایندگی مردم مظلوم این حوزه انتخابیه ،که بایستی امانتدار اعتماد مردم باشید، چنان موجبات غرور را فراهم آورده که هماورد می طلبید!!! دستپاچگی برخی آقایان در قبول این دعوت نامحترمانه که یا به دید فرصتی برای مطرح شدن و  یا از ترس عقب ماندن در این دعوا صورت گرفته موجبات تعجب و افسوس دوچندان را حاصل کرد. ادب حکم میکرد که اگر بنا بر مناظره و تنویر افکار است، دعوت عام و از تمامی نامزدها صورت گیرد-  البته اگر جنابعالی چنین جایگاه برتری می داشتید!!!! – و منطق و عقل حکم می نمود که اگر بنا ندارید که اتفاقات تلخ مناظرات ۸۸ – که موجبات تکدر ملت و مقام معظم رهبری را فراهم آورد- تکرار نمایید!! مبنا و موضوع مناظره از طریق فراهم آوردن مقدمات معلوم گردد. شاید جنابعالی به واسطه ارتباط کمتر با مردم که اخیرا و در آستانه انتخابات سعی نموده اید این نقیصه را با افتتاح دفتر جدید ارتباط مردمی رفع نمایید!!!! ندانید که مردم از بگم بگم؟؟؟ خسته شده اند و از حرفها و وعده های توخالی و سروصدای بی منطق آزرده اند.

برادر عزیز

آیا مردم و علی الخصوص جوانان حق ندارند از خود بپرسند که این حرکت ناپخته ودور از انصاف و احترام که از جانب شما و یا مشاورین تان صورت گرفته، نماد و نمایی از روند تصمیماتی است که شما در طول دوران نمایندگی خود گرفته اید؟ آیا به مردم محروم حق نمی دهید که به تدبیر و توانمندی شما در اخذ تصمیم شک کنند؟ آیا مردم حق ندارند از خود بپرسند که آیا نگاه شما به مردم همیشه همینگونه و بر اساس توجه به قدرت و ثروت مخاطبین بوده است؟ آیا محرومین حق دارند بپرسند که در نگاه شما چه جایگاهی دارند؟

جناب آقای ندیمی

دعوای قدیمی شما با آقایان، دردی از این مردم مظلوم دوا نمی کند، هر چند شاید تنها راه پیروزی شما در این مبارزه!! باشد. بهتر نیست به جای آنکه با این دعواها التهاب را دوباره در جامعه تشدید نمایید و دوقطبی کاذب و دروغین را برای بهره برداری انتخاباتی شکل دهید، کمی به فکر درد مردم باشید؟ کمی به این بیاندیشید که چرا مردم از حرفها و وعده ها ناامید شده اند؟ چرا بی عدالتی را احساس می کنند؟چرا مردم، نورچشمی ها، نوچه ها و از مابهتران را بر مقدرات خود حاکم می بینند؟ چرا مهاجرت از روستا به شهر و از شهرها به سایر استانها ادامه دارد و در مواردی تشدید شده است؟ چرا چایکاران مظلوم ما هنوز بعد از گذشت چندین ماه پول برگ سبز چای خود را دریافت نکرده اند و در رنج و سختی منتظر حق مسلم خود هستند؟ چرا جوانان مظلوم و محجوب ما از اشتغال متناسب با شان و نیاز خود برخوردار نیستند؟ سن ازدواج چرا اینقدر بالا رفته است؟ و هزاران چرای دیگر…

زبان گویای مردم!!!!!

آیا به این فکر کرده اید که در طول سالیان دراز نمایندگی شما که قاعدتا بایستی نماد سیاست در میان مردم باشید چه بر سر دیدگاه مردم به سیاست آمده و چه کسی مقصر است که همگان سیاست را – که عین دیانت باید باشد – کثیف و دون شان مسلمان متدین می دانند؟؟؟؟ به این فکر کرده اید که نخبگان این شهرها چرا در گوشه ای از شهر و استان و حتی کشور نشسته اند و با فضایی که برخی آقایان معلوم الحال و شناخته شده ایجاد کرده اند انگیزه ای برای کمک به شهر و دیار خود ندارند؟ به این اندیشیده اید که نمی شود قلوب را فقط با پول نگه داشت یا اصلا قلوب مردم برایتان اهمیتی ندارد؟؟؟؟

آقایان محترم

بهتر است به جای مناظره و قیل و قال و هزینه های سرسام آور – که منشا آن مورد سوال به حق مردم است و امروزه در فضای انتخابات به رسم معمول تبدیل شده و از سوی بسیاری از آقایان خرج میشود- شما و آقایان به این سوالات پاسخ دهید :

  1. چه میزان برای به دست آوردن صندلی مجلس هزینه کرده و میکنید؟ منشا این پولها و اسپانسرهای تبلیغاتی هر کدام از شما چه کسانی هستند؟ انگیزه این خاصه خرجی ها چیست؟هزینه های سرسام آور تبلیغات و ستادها را چه کسانی میدهند؟چه انتظاراتی از شما دارند؟ خوب است لیستی مستند از منابع و مصارف ستادهای خود به مردم ارائه کنید تا مردم این لیست را با واقعیات و آنچه با چشمهای خود می بینند مقایسه کنند.
  2. مردم شهر و روستا همواره از من می پرسند که چرا آقایان که تقریبا همگی در سن بازنشستگی قرار دارند و یا این دوران را پشت سر نهاده اند هنوز شوق و اشتیاق به خدمت!!!!!! دارند؟ چرا فضای مسئولیت را همچنان در قبضه قدرت خود می خواهند و هنوز بعد از گذشت ۳۷ سال از انقلاب گمان می کنند که نباید میز مسئولیت را به جوانان سپرد؟ آیا پایانی بر این شوق خدمت!!!! وجود ندارد؟ آیا این تلاش و تقلا از عدم اعتماد به جوانان نشات میگیرد و یا انگیزه هایی فراتر از خدمت، در این تلاش ها و هزینه کرد ها دخیل هستند؟
  3. آیا آسفالت و لوله کشی گاز و باقی کارهایی که این روزها به نام نماینده تمام می شود جزء وظایف نمایندگی است یا بالاجبار و برای انتخاب آزادانه اصلح موجود!!! ؟؟؟؟؟ باید به نام نماینده تمام شود؟ این موضوع ارتباطی به نسبت ها و مناسبت های شخصی ندارد؟
  4. طبق قانون انتخاب فرماندار و روسای ادارات جزء شرح وظایف کیست؟ چه مقدار به این اصل قانونی پایبند بوده اید؟ و چه مقدار پایبند خواهید بود؟ فشار و لابی و …برای عزل فرماندار و تغییر روسای ادارات غیرهمسو را چه میزان قانونی می دانید؟ آیا به قسم نمایندگی خود در این بخش پایبند بوده و خواهید بود؟
  5. برای اشتغال زایی جوانان و مسکن و ازدواج آنان چه کرده اید و یا خواهید کرد؟ چه میزان از کارهایی که کرده اید از دردهای این جوانان مظلوم و محروم کاسته است و یا خواهد کاست؟ برای دختران و بانوان خوب شهر و دیارم چه کرده اید؟ و یا چه خواهید کرد؟
  6. دردهای چایکاران و شالیکاران چند درصد از دغدغه های شما را تشکیل داده است؟ آیا از این غصه که چایکار مظلوم ما بعد از ۵ ماه پول برگ سبز چای خود را نگرفته و مدام به او وعده امروز و فردا می دهید خوابتان می برد؟ غصه شالیکار رنجور ما که از همین الان نگران تامین کود و بذر و سم است و از فروش محصول خود هم نامطمئن است برایتان آرامش گذاشته است؟

حرف و سوال از عملکرد جنابعالی و آقایان چه به عنوان نماینده و چه به عناوین دیگر زیاد است و در این مجال اندک نمی گنجد، البته اگر به میان مردم رفتید و مردم شما را از خود دانسته و اعتماد داشته باشند و از عواقب اعتراض نترسند، سوالات خود را از شما بدون لکنت خواهند پرسید!!!!

در پایان به همه شما ۵ نفر توصیه برادرانه میکنم از این قیل و قال ها دست بردارید و کمی دور از این هیاهوها و دست و پا زدنها برای کسب قدرت، به دردها و نیازهای واقعی مردم بیاندیشید، دردهایی که اگر کمی انصاف داشته باشید باید خواب و آرام را از چشمهایتان گرفته باشد و به جای تلاش برای حضور در همه مجالس عروسی و عزا، دانشگاه و مدرسه و …برای در چشم مردم بودن، تلاش خواهید کرد که در قلب مردم جای پیدا کنید.

دردهای من
گرچه مثل دردهای مردم زمانه نیست
درد مردم زمانه است
مردمی که چین پوستینشان
مردمی که رنگ روی آستینشان
مردمی که نام‌هایشان
جلد کهنه‌ی شناسنامه‌هایشان
درد می‌کند

والسلام علی من اتبع الهدی

روستا زاده ای از میان مردم

مجتبی یوسفی نژاد مقدم کیاسرایی



پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *