استراتژی یا راهبرد در ادبیات علوم مدیریت به معنای “طرحی جامع است که با درک و توصیف شرایط موجود و شرایط مطلوب تمامی امکانات و اقدامات را در جهت نیل به اهداف از پیش تعیین شده هماهنگ میکند.” با این وصف، برنامه ریزی استراتژیک یا راهبردی به مثابه ابزاری برای تعیین اولویت ها و راهکارهای ضروری برای رسیدن به این اهداف تلقی می گردد. بدیهی است کمبود منابع و محدودیت های موجود در مسیر تصمیم گیری و اجرا همواره وجود داشته و مدیران را برای انتخاب اولویت ها و انجام اقدامات همواره در تنگنا قرار می دهد. هنر مدیران و تصمیم گیران این است که در حوزه های تحت مسئولیت خود با درک صحیح شرایط و محدودیت ها – متاثر از بررسی دقیق شرایط، آمار و داده ها، سیاست های کلان و ..- ، تعیین اولویت ها و استفاده دقیق از ابزارهای برنامه ریزی؛ ضمن ایجاد درک و نگاه استراتژیک به مسائل کلان در حیطه تحت مسئولیت خود، این نگاه و تفکر را در سایر ذی نفوذان این حوزه نیز تعمیم دهند و از این طریق ضمن کسب توافق آنان، مشارکت ایشان را نیز در اجرای تصمیمات جلب نمایند.

داشتن نگاه و تفکر استراتژیک در حوزه های تصمیم گیری و اجرا علاوه بر ایجاد درک دقیق از شرایط و ساماندهی و همسوسازی همه اقدامات، از اتخاذ و به کارگیری تصمیمات یکسویه و راهکارهای مقطعی و اتلاف منابع و امکانات جلوگیری می نماید. از سوی دیگر موجب ایجاد مزیت های رقابتی جدی در حوزه های بین المللی، ملی و منطقه ای خواهد شد.

متاسفانه در نظام تصمیم گیری و اجرای کشور که سالیان سال است کماکان بر اساس نظام ها و مدلهای بسیار قدیمی بوروکراسی اداری و گاه حتی بر اساس قوانین منسوخ اداره می شود، کماکان نگاه و تفکر استراتژیک به عنوان حلقه مفقوده مورد بی مهری و کم توجهی قرار می گیرد. این بی مهری و کم توجهی ناشی از موارد متعددی است که مهم ترین آن عدم احساس نیاز مدیران و تصمیم گیران به بهبود رویه های جاری ناشی از عادت به رویه های موجود، نبود نظارت های کلان و راهبردی، عدم آموزش تفکر و برنامه ریزی استراتژیک به مدیران و تصمیم گیران و در نهایت احساس عدم نیاز نظام مدیریتی کلان کشور به افزایش بهره وری؛ ناشی از اتکای بی حد و حصر به درآمدهای ناشی از فروش نفت و منابع معدنی و طبیعی می باشد.

بدیهی است بسیاری از مشکلات کنونی جامعه نظیر فقر، بیکاری، مسکن و …بیشتر از آنکه ناشی از عدم وجود منابع و امکانات و محدودیت های بیرونی نظیر تحریم ها و .. باشد ناشی از مشکلات عدیده نظام تصمیم گیری و اجرای کشور است که با بهره وری پایین، هزینه های بسیار بالا و گران و خروجی نامتناسب با نیازهای اساسی کشور به اداره جامعه مشغول است. تحول در نظام اداره کشور ضرورتی است که امروزه بیش از پیش بدان احتیاج داریم و این امر جز با تغییر نگرش مدیران و تصمیم گیران و به کارگیری نخبگان و اندیشمندان محقق نخواهد گردید.



4 پاسخ به “نگاه استراتژیک؛ حلقه مفقوده نظام تصمیم گیری و اجرا”

  1. مهدی نیک پی بیدرونی می‌گه:

    با سلام
    به امید استفاده از مدیران با فهم و شعور در ارکان تصمیم گیری

  2. کاظمی می‌گه:

    به نظر می رسد علاقه ی به پیروی از تجربیات گذشته یا تجربیات موفق دیگران فارغ از بررسی شرایط محیطی و تهدیدها و فرصتهای امروز حوزه ی مورد بحث, که ناشی از میل به نتیجه گیری فوری و عدم برخورداری از دید استراتژیک است, از مهمترین آفات در تصمیمات کسانی است که دغدغه ی اثربخشی در حوزه ی فعالیت خود دارند.

  3. محمدحسن می‌گه:

    سلام
    فکر می کنم توی کلیات بحثی نباشه.تقیربا همه جریانات به این ضعف اذعان دارن. شاید اگر مقداری مصداقی تر و با ذکر مثال ورود کنیم بشه حرکت های تازه ای رقم زد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *