دکتر رضا سیمبر – استاد تمام علوم سیاسی و روابط بین الملل دانشگاه گیلان

مقدمه

مقام معظم رهبری در دیدار خود با اعضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، به نکات مهمی اشاره کردند که یکی از آنها لزوم استمرار دیپلماسی انقلابی اسلامی در کنشگری ایران در نظام بین الملل است.  ایشان راه مقابله با نفوذ دشمنان انقلاب اسلامی ایران را مجهز شدن سپاهیان به منطق مستحکم انقلاب از طریق افزایش قدرت اقناعی، منطقی و بیانی در مورد انقلاب اسلامی دانستند و تاکید کردند که منظور از دشمن، استکبار جهانی است که مظهر کامل آن ایالات متحده آمریکا می باشد و رژیم های مرتجع و انسان های ضعیف النفس عوامل آن محسوب می شوند.

رهبر انقلاب اسلامی، لازمه پاسداری از انقلاب را شناخت نقاط ضعف معرفتی و علمی دشمن معرفی کردند و از لزوم توجیه افرادی سخن به میان آوردند که هنوز شناخت صحیحی از دشمن ندارند.  به بیان ایشان، انقلاب حقیقتی ماندگار و دائم و تحولی عمیق و پایان ناپذیر است.  برخلاف تصورات و القائات اتاق فکرهای بیگانه که در داخل هم عده ای آن را تکرر می کنند، انقلاب تمام شدنی نیست و تبدیل آن به جمهوری اسلامی به معنایی که آنها فکر می کنند، هرگز امکان پذیر نخواهد بود.

نکته بسیار مهمی که در بیانات رهبر انقلاب اسلامی بود موضوع ایدئولوژی زدایی از دیپلماسی و سیاست داخلی بود.

نکته بسیار مهمی که در بیانات رهبر انقلاب اسلامی بود موضوع ایدئولوژی زدایی از دیپلماسی و سیاست داخلی بود. ایشان ایدئولوژی زدایی در این دو عرصه را از محورهای تبلیغاتی غرب دانستند که به تعبیر ایشان می خواهند ما اصول خود را در سیاست خارجی دخالت ندهیم، اما فکر و عقیده و ایدئولوژی در همه زمینه ها، راهنمای تعیین کنند به شمار می رود.

موضوع حیاتی دیگری که حضرت آقا مورد تاکید قرار دادند سازش ناپذیری دیپلماسی انقلاب اسلامی با پدیده جامعه جهانی جعلی است، که محور اساسی تحلیل در این نوشتار می باشد.  ایشان گفتند که دشمنان می خواهند ما اصول خود را در سیاست خارجی دخالت ندهیم اما فکر و عقیده و ایدئولوژی در همه زمینه ها، راهنمای تعیین کننده به شمار می رود.  تناقض ذاتی گزاره های دشمن اینگونه است که از یک طرف می گویند جمهوری اسلامی در منطقه دارای قدرت و نفوذ و تاثیر گذاری است و از طرف دیگر می گویند روحیه و تفکر انقلاب را کنار بگذارید تا جذب جامعه جهانی شوید!!!  این دو گزاره متناقض است، زیرا قدرت و نفوذ ما به علت روحیه و عملکرد انقلابی است و طبعا اگر آن را کنار بگذاریم ضعیف می شویم.

هدف اصلی دشمنان این است که ملت ایران تفکر انقلابی را کنار بگذار تا قدرت خود را از دست بدهد و نقشه های چند کشور زور گو که خود را جامعه جهانی می نامند هضم و جذب شود

طرفداران جامعه جهانی و دیپلماسی ایرانی

طرفداران جامعه جهانی در ایران موضوع را به دیپلماسی ایرانی متصل و مربوط می کنند.  ادعای عمومی اینان این است که ما باید تحت نرمهای حاکم در روابط بین الملل حرکت کنیم و طرفدار حفظ وضع موجود باشیم.   به نظر اینان اکنون جامعه جهانی به هم متصل است و اگر ما حرکتی انقلاب داشته باشیم متحمل هزینه های زیادی خواهیم شد و بهتر است در این شرایط لباس عافیت بپوشیم و سرمان در کار خودمان باشد و انزواگرایی را در سیاست خارجی پیشه کنیم و از آرمانها و ایده های ارزشی انقلاب اسلامی اجتناب کنیم.

اینان عمدتا معتقد به مصالحه و سازش با دنیای غرب به ویژه آمریکا هستند و معتقدند دیپلماسی ضد آمریکایی ما باعث انزوای ما از جامعه جهانی و به تبع به دور از منطق هزینه و فایده خواهد بود.  به نظر اینان استمرار نظریه انقلاب اسلامی در دیپلماسی ایرانی باعث ضعف و انزوای ایران در جامعه جهانی خواهد شد.  به عبارت دیگر منطق سکولار در عرصه سیاست داخلی ادامه پیدا کرده و منطق دیپلماسی و سیاست خارجی ما را نیز گریبانگیر می سازد.

جامعه جهانی جعلی چیست؟

جامعه جهانی جعلی اصطلاح بدیعی است که رهبر انقلاب اسلامی در فرمایشات خود خطاب به اعضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی استفاده نمودند.  کاربرد اول این اصطلاح این است که اساسا جامعه جهانی که توسط برخی از کاربران در داخل و خارج استفاده می شود، قابل قبول ایشان نمی باشد.  همان طوری که در مقدمه بالا نیز اشاره شد، جامعه جهانی جعلی  به نظر رهبر انقلاب اسلامی ایران، متشکل از چند کشور زورگو است که می خواهند نقشه های خود را در دنیا پیاده کنند.

اما این تعداد کشورهای زور گو همان هایی هستند که رژیم های بین المللی را در زمینه های مختلف سازمانی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، نظامی، وحقوقی به دنیا تحمیل کرده اند.  شاید بتوان گفت که کاربرد اصطلاح استعمار نو در خصوص اینان خالی از لطف نباشد.

استعمار کلاسیک برای پایایی قدرت خویش به سه عنصر مواد خام، بازار فروش و نیروی کار ارزان تکیه می کرد و برای نیل به اهداف خود از فنآوری مدرن عصر خویش که عمدتا صنعت کشتی رانی بود بهره می جست.  ژئوپلتیک قدرتهای استعماری مستقیم و بی واسطه بود که چهره ای خشن را از خود به ویژه در زمینه نسل کشی و استثمار انسانی در قالب برده داری به جای گذاشت.

جامعه جهانی جعلی امروز یک ساختار بین المللی متشکل از کشورهای استعمار نو می باشد که همان مولفه های مواد خام، بازار فروش و نیروی کار انسانی را دنبال می کنند، اما سعی کرده اند که به آن لباس نوینی بپوشانند که کسی متوجه نشود اینان همان استعمارگران سابقند.

اما واقعا تعبیر حضرت آقا تعبیر زیبایی است وقتی که جعلی بودن را به جامعه جهانی فعلی حمل معنایی می کنند.  در واقع حمل جعلی بودن به جامعه جهانی فعلی پرده برداشتن از دروغها و فریب ها و نیرنگ هایی است که اینان برای به بیراهه بردن افکار عمومی جهانی استفاده می کنند. البته کم نیستند مردم فرهیخته و روشنی که این جامعه جهانی را قبول ندارند و در راه رسوا سازی آن سخت می کوشند.

مولفه های بنیادین جامعه جهانی جعلی

عده ای معتقد به مصالحه و سازش با دنیای غرب به ویژه آمریکا هستند و معتقدند دیپلماسی ضد آمریکایی ما باعث انزوای ما از جامعه جهانی و به تبع به دور از منطق هزینه و فایده خواهد بود. 

 جعلی بودن جامعه جهانی مبتنی بر یکسری از شبکه های در هم  تنیده از رژیمهای بین المللی است که در اینجا به طور مختصر به معرفی آنها پرداخته می شود.  خود رژیمهای بین المللی نیز یکسری از قواعد و نرمهایی هستند که در این خصوص عمدتا توسط قدرتهای بزرگ برای حفظ و استمرار قدرت آنها شکل گرفته است.

اول: رژیم بین المللی اقتصادی فقر آفرین

این رژیم به طور خلاصه به گونه ای طراحی شده است که متاسفانه در آن فقرا فقیر تر و ثروتمندان ثروتمند تر می شوند.  این رژیم بر اساس یک مدل دو قطبی طراحی شده که محور آن کشورهای شمال و کشورهای جنوب می باشد.  در این جدا سازی جامعه جهانی، کشورهای شمال یا کشورهای پولدار صنعتی غربی، شامل ایالات متحده آمریکا، کانادا، اروپای غربی، استرالیا، نیوزیلند و ژاپن با رژیمهای اقتصادی خود طراحی شده بر کشورهای جنوب، یعنی کشورهای زیر توسعه و در حال توسعه حکومت می کنند.

نفتا، گروه هفت، سازمان تجارت جهانی، بانک جهانی، صندوق بین المللی پول همه از مصادیق سازمانی این رژیم بین المللی اقتصادی هستند که هنوز عمدتا تا حد بسیار زیادی بر اصول برتن وودز یا حاکمیت دلار آمریکا مبتنی هستند

این ساختار اقتصادی استعماری البته در ساختار استعمار نو، نتوانسته است که برای عموم مردم دنیا رفاه و امنیت انسانی به وجود آورد.  و همان طور که اشاره شد در آن فقرا فقیر تر و ثروتمندان ثروتمندتر می شوند. امری که در سالهای گذشته در خود کشورهای غربی در قالب جنبش وال استریت یا جنبش نود و نه در صد در مقابل یک درصد ثروتمند تجلی یافت.

در حالی که مشکل فقر و گرسنگی، بحران دیون، بحران مهاجرت، بحران آب و بحران های زیست محیطی متعدد در دنیا در جریان است اما این ساختار حاکم در جامعه جهانی نتوانسته که کمک موثری برای حل بحران های مهم منطقه ای و بین المللی داشته باشد.

نتیجه این رژیم بین المللی اقتصادی حاکم در جامعه جهانی فعلی چیزی جز فقر، گرسنگی و ترس برای عمده ای از جمعیت دنیا نبوده است.

دوم: رژیم بین المللی سیاسی زورمدارانه

علیرغم اینکه سردمداران کشورهای مدعی جامعه جهانی معتقد به دمکراسی و مردم سالاری هستند اما در این رژیم سیاسی خود ساخته نه اثری از دمکراسی و نه اثری از مردم سالاری وجود دارد.   این رژیم صرفا میل به متابعت بی چون و چرا دارد و اگر بازیگری به مانند ایران بخواهد که ایده ها و اندیشه های استقلال طلبانه و انتقادی داشته باشد به انحای گوناگون دچار حمله و هجمه ناجوانمردانه این خود کدخدا خوانده های دنیا خواهد شد.

این رژیم سیاسی بین المللی که عمدتا مبتنی بر زورمداری است در قالب ساختارهایی مانند شورای امنیت سازمان ملل متحد تجلی می یابد که با انتقادهای زیادی نیز مواجه است.  در این ساختار زر و زور و تزویر جایی برای مظلومان فلسطینی وجود ندارد و محور تصمیم گیری رژیم صهیونیستی غاصب است.

در اینجا باز به مانند رژیم اقتصادی حاکم، حرف اول را قدرت می زند که تجلی آن نیز قدرت آمریکا به ویژه پس از فروپاشی نظام حاکم بر جنگ سرد است.

این رژیم سیاسی مخالفان بسیار جدی در میان مردم دنیا دارد و دولت های زیادی نیز به سختی از آن ناراضی هستند. اما به دلیل عافیت جویی سر مخالف با آن برون نمی آورند.  این ساختار سیاسی عمدتا در دوره استعمار نو به شکل غیر حضوری عمل  می کند و با استفاده از غول های رسانه ای سعی می کند همواره چهره ای خوب و ملایم از خود نشان دهد.

اما باز درست مانند رژیم اقتصای، رژیم سیاسی حاکم در جامعه جهانی نتوانسته صلح و امنیت را برای مردم دنیا ارمغان آورد و برای همین است که دنیا هر روز شاهد جنگ و درگیری های عمده می باشد که متاسفانه باعث ایراد تلفات انسانی زیادی می شود.

جامعه جهانی فعلی، مورد پذیرش بسیاری از بازیگران جهانی، مردم عدالت طلب و اذهان منصف جهانی نیست.  این جامعه به شدت دچار پارادوکس های و دروغ ها و فریب هایی است که صرفا برای تحقق منافع قدرتمندان جهانی دیده شده اند. 

یک گوشه مهم این رژیم بین المللی، رژیمهای تسلیحاتی است که در دست قدرت های زورگوی نظام بین الملل است و هم از آن به عنوان بازار فروش استفاده می کنند و هم از آن به عنوان ابزاری جهت نیل به اهداف سیاسی خود بهره می برند.  انحصار استفاده از سلاح های اتمی و تولیدات انحصاری سلاحهای متعارف که اغلب در جنگ های خود ساخته قدرت های بزرگ مصرف می شوند از نمادهای اصلی این رژیم سیاسی حاکم در جامعه جهانی جعلی می باشد.

سوم:  رژیم های حقوقی بین المللی پارادوکس گونه

رژیم های حقوقی نیز در زمینه های مختلف سیاسی و اقتصادی به نفع کشورهای قدرتمندی است که سعی می کنند هر روز در این جامعه جهانی منافع ملی خود را گسترش بخشند.  شاید بارزترین مصادیق این رژیمها در زمینه دو موضوع حقوق بشر و تروریسم باشد.

رژیم بین المللی حقوق بشر، به ویژه در حقوق بشر نسل اول یا حقوق مدنی و سیاسی عمدتا برخواسته از تفکرات و معرفت شناختی، انسان شناسی و هستی شناسی غربی است و به نظرگاه های سایر ادیان و مذاهب و آیین ها کمتر توجه شده است که خود باعث اختلاف و تفرقه در این جامعه جهانی است.

در همین حال نکته ظریف دیگر رفتار پارادوکس گونه غربی ها، به ویژه ایالات متحده آمریکا در خصوص حقوق بشر است که به شدت دچار تناقضات رفتاری در عرصه سیاست خارجی و دیپلماسی است.

تروریسم نیز به همی گونه است، سردمداران این جامعه جهانی جعلی خود طراح بسیاری از عملیات تروریستی هستند که مصداق بارز آن هفده هزار شهید ترور در کشور خودمان می باشد اما در یک تبلیغات غیر انسانی و خصمانه کشور ما از سردمداران تروریسم معرفی می شود.  اما آمریکا و رژیم صهیونیستی از مدافعان حقوق بشر و مبارزه علیه تروریسم معرفی می شوند.

جمع بندی

جامعه جهانی فعلی، مورد پذیرش بسیاری از بازیگران جهانی، مردم عدالت طلب و اذهان منصف جهانی نیست.  این جامعه به شدت دچار پارادوکس های و دروغ ها و فریب هایی است که صرفا برای تحقق منافع قدرتمندان جهانی دیده شده اند.

این جامعه باعث شده که جهان امروز ما با چالش های عمده ای مواجه باشد، فقر، گرسنگی، نقض فاحش حقوق بشر، جنگ و ناامنی، عدم توسعه یافتگی، بحران شدید محیط زیست، بحران پناهندگان، بحران های متعدد پولی با قابلیت سرایت سریع به همه مناطق جهان، تهدید مداوم هسته ای، پدیده زشت رژیم صهیونیستی، بی خاصیت شدن سازمان های سیاسی مانند شورای امنیت سازمان ملل متحد، تصویر پردازی غیر راستین از واقعیات جهانی توسط رسانه های قدرتمند متعلق به قدرت های بزرگ، تسلط فرهنگی مانند مک دونالدیسم و ترویج فرهنگ مصرف گرایی، ترویج اباحه گری و تهدید بنیادهای خانواده، ترویج خشونت و برهنگی، و. . .

متاسفانه قدرت های بزرگ سخت می کوشند این ساختار پر از تناقض را جامعه جهانی معرفی کنند، اما با کمی بصیرت به خوبی می توان متوجه شد که این ساختار یک ساختار جعلی است که تنها برای قدرت افزایی و ثروت آفرینی آپارتاید گونه ای در نظام بین الملل ساخته و پرداخته شده است.

انقلاب اسلامی ایران که میراث گفتمانی و هویتی حضرت امام (ره) می باشد از همان ابتدای انقلاب این ساختار جعلی را در جبهه ها و زمینه های مختلف به چالش کشانده است و باید توجه داشته باشیم همان طوری که رهبر انقلاب اسلامی ایران اشاره داشتند این به چالش کشاندن این ساختار جعلی خود مایه افتخار و خود مایه قدرت ما بوده است.

دیپلماسی موثر ما نیازمند تلفیق عمل گرایی و آرمان های انقلاب اسلامی است تا بتواند کنشگری موثر خود را در سطح منطقه ای و بین المللی افزایش ده

اما عده ای متاسفانه سعی می کنند که هم سیاست داخلی و هم سیاست خارجی ما را از ایده های انقلابی و ارزشی و عقیدتی تهی سازند اما اینان سخت در اشتباه هستند و نمی دانند که این مولفه های در واقع قدرت نرم از پارامترهای قدرتی ما هستند و اگر اینها را از ایران بگیریم، ایران به بازیگری ضعیف و سلطه پذیر در سیاست جهانی تبدیل خواهد شد.

دیپلماسی موثر ما نیازمند تلفیق عمل گرایی و آرمان های انقلاب اسلامی است تا بتواند کنشگری موثر خود را در سطح منطقه ای و بین المللی افزایش دهد. در همین حال نباید از یاد ببریم  که امنیت فعلی جمهوری اسلامی ایران در این منطقه پر مخاطره و پر از ناامنی نیز مدیون قدرت انقلابی ما بوده است پس شایسته است که آن را به خوبی پاس بداریم.



پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *